der Kontrolleur
بازرس، کنترل کننده، ممیز
Beispiele
- Kontrolleure'', die Ausweise oder Reisegenehmigungen sehen wollen, werden mich kaum erwischen.بازرسانی که میخواهند مدارک شناسایی یا مجوزهای سفر را ببینند، به سختی مرا خواهند گرفت.
بازرس، کنترل کننده، ممیز