die Konventionalität

Aussprache: /kɔnvɛntsionaliˈtɛːt/
Worttrennung: Kon·ven·ti·o·na·li·tät
اسم

قراردادی بودن، عرفی بودن، رسمیت

Bedeutungen

1

کیفیت یا حالت پیروی از عرف، سنت‌ها، قراردادهای اجتماعی یا قوانین پذیرفته شده؛ رسمیت یا عرفی بودن.

  • Die Konventionalität seiner Kleidung passte gut zur formellen Veranstaltung.رسمی بودن لباس او با رویداد رسمی همخوانی داشت.
  • Er schätzte die Konventionalität der alten Bräuche.او عرفی بودن سنت‌های قدیمی را ارج می‌نهاد.
  • Manche Künstler lehnen die Konventionalität ab, um neue Wege zu gehen.برخی هنرمندان برای رفتن به مسیرهای جدید، قراردادهای اجتماعی را رد می‌کنند.