die Konzernführung
مدیریت کلان شرکت، رهبری گروه، هیئت مدیره گروه
Bedeutungen
1
اشاره به بالاترین سطح مدیریتی یک شرکت بزرگ یا گروهی از شرکتها که مسئولیت تصمیمگیریهای استراتژیک و هدایت کلی سازمان را بر عهده دارد.
- Die Konzernführung plant eine Fusion mit einem Konkurrenzunternehmen.مدیریت کلان شرکت قصد ادغام با یک شرکت رقیب را دارد.
- Die neue Strategie wurde von der Konzernführung einstimmig beschlossen.استراتژی جدید به اتفاق آرا توسط رهبری گروه تصویب شد.
- Kritiker werfen der Konzernführung mangelnde Transparenz vor.منتقدان، هیئت مدیره گروه را به عدم شفافیت متهم میکنند.