die Koordinierung

Aussprache: /koːʔɔrdiˈriːrʊŋ/
Worttrennung: Ko·or·di·nie·rung
اسم

هماهنگ‌سازی، تنظیم، سازماندهی (هماهنگ کردن فعالیت‌های مختلف با یکدیگر، بهبود تعامل و همکاری، نظم دادن با در نظر گرفتن جنبه‌های متعدد)

Beispiele

  • Je mehr Stellen entstehen, umso wichtiger wird die ''Koordinierung'' der einzelnen Stellen.هرچه تعداد پست‌ها بیشتر شود، «هماهنگ‌سازی» پست‌های منفرد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.