die Koordinierung
هماهنگسازی، تنظیم، سازماندهی (هماهنگ کردن فعالیتهای مختلف با یکدیگر، بهبود تعامل و همکاری، نظم دادن با در نظر گرفتن جنبههای متعدد)
Beispiele
- Je mehr Stellen entstehen, umso wichtiger wird die ''Koordinierung'' der einzelnen Stellen.هرچه تعداد پستها بیشتر شود، «هماهنگسازی» پستهای منفرد اهمیت بیشتری پیدا میکند.