die Kopfgeburt
خیالپردازی، زاییده ذهن، (اصطلاحاً) چیزی که در واقعیت وجود ندارد
Beispiele
- Dieses Verfahren kann man nur als ''Kopfgeburt'' von Bürokraten bezeichnen.این رویه را فقط میتوان زاییده ذهن بوروکراتها نامید.
- Eine Alternative, die man getrost als ''Kopfgeburt'' geschichtsblinder Theoretiker einstufen darf.یک جایگزین که میتوان با اطمینان آن را خیالپردازی نظریهپردازان کور به تاریخ نسبت داد.