der Kopfjäger

Aussprache: /ˈkɔpfˌjɛːɡɐ/
Worttrennung: Kopf·jä·ger
اسم

شکارچی سر

Bedeutungen

1

شخصی که سر دشمنان خود را به عنوان غنیمت جمع‌آوری می‌کند، معمولاً در فرهنگ‌های قبیله‌ای یا در داستان‌های تاریخی و افسانه‌ای.

  • Der Stamm war bekannt für seine Kopfjäger, die Trophäen von besiegten Feinden sammelten.این قبیله به خاطر شکارچیان سر خود که غنائم دشمنان مغلوب را جمع‌آوری می‌کردند، مشهور بود.
  • In alten Legenden wird von mutigen Kriegern berichtet, die als Kopfjäger galten.در افسانه‌های قدیمی از جنگجویان شجاعی یاد شده است که به عنوان شکارچی سر شناخته می‌شدند.
  • Die Praktiken der Kopfjäger sind heute ein Thema für Anthropologen und Historiker.رسوم شکارچیان سر امروزه موضوعی برای مردم‌شناسان و مورخان است.