das Kopfkissen

Aussprache: /ˈkɔpfkɪsn̩/
Worttrennung: Kopf·kis·sen
اسم

بالشت، بالش

Bedeutungen

1

بالشی که معمولاً برای راحتی سر در هنگام خوابیدن استفاده می‌شود و اغلب نرم و پر شده از پر یا مواد مصنوعی است.

  • Ich brauche ein neues Kopfkissen, mein altes ist zu platt.من به یک بالش جدید نیاز دارم، بالش قدیمی من خیلی صاف شده است.
  • Sie legte ihren Kopf auf das weiche Kopfkissen.او سرش را روی بالش نرم گذاشت.
  • Das Kopfkissen wurde frisch bezogen.روکش بالش تازه عوض شد.