das Kopfkissen
بالشت، بالش
Bedeutungen
1
بالشی که معمولاً برای راحتی سر در هنگام خوابیدن استفاده میشود و اغلب نرم و پر شده از پر یا مواد مصنوعی است.
- Ich brauche ein neues Kopfkissen, mein altes ist zu platt.من به یک بالش جدید نیاز دارم، بالش قدیمی من خیلی صاف شده است.
- Sie legte ihren Kopf auf das weiche Kopfkissen.او سرش را روی بالش نرم گذاشت.
- Das Kopfkissen wurde frisch bezogen.روکش بالش تازه عوض شد.