das Kopfnicken

Aussprache: /ˈkɔpfˌnɪkn̩/
Worttrennung: Kopf·ni·cken
اسم

تکان دادن سر (به نشانه موافقت)

Beispiele

  • Auch hier kommt der Wirt mit einem lebenden Huhn zu uns, das er uns zum Mittagessen anbietet, und wir stimmen ihm mit ''Kopfnicken'' bei, daß Hühnerbraten etwas Gutes sei.در اینجا نیز مهمان‌دار با یک مرغ زنده نزد ما می‌آید که او را برای ناهار به ما پیشنهاد می‌دهد، و ما با تکان دادن سر موافقت می‌کنیم که خوراک مرغ غذای خوبی است.