das Kopfschütteln

Aussprache: /ˈkɔpfˌʃʏtl̩n/
Worttrennung: Kopf·schüt·teln
اسم

تکان دادن سر (به نشانه مخالفت)

Bedeutungen

1

حرکت سر به چپ و راست به نشانه مخالفت، عدم تأیید، تأسف یا ناامیدی.

  • Bei der Nachricht gab es nur Kopfschütteln.در برابر این خبر، تنها سر تکان داده شد (به نشانه مخالفت).
  • Sein ständiges Kopfschütteln zeigte seine Ablehnung.تکان دادن مداوم سر او، مخالفتش را نشان می‌داد.
  • Sie konnte nur mit dem Kopfschütteln auf seine dumme Idee reagieren.او فقط توانست با تکان دادن سر به ایده احمقانه او واکنش نشان دهد.