der Kopfstand

Aussprache: /ˈkɔpfʃtant/
Worttrennung: Kopf·stand
اسم

ایستادن روی سر (حرکت ورزشی یا یوگا)

Bedeutungen

1

حالت بدنی که در آن فرد بر روی سر خود می‌ایستد و پاهای او به سمت بالا قرار می‌گیرد؛ معمولاً در ورزش‌های ژیمناستیک، یوگا یا آکروباتیک انجام می‌شود.

  • Der Yogi übte den Kopfstand für seine Flexibilität.یوگی برای انعطاف‌پذیری خود، ایستادن روی سر را تمرین می‌کرد.
  • Ein Kopfstand erfordert Gleichgewicht und Körperbeherrschung.ایستادن روی سر به تعادل و کنترل بدن نیاز دارد.
  • Sie konnte mühelos einen Kopfstand machen.او به راحتی می‌توانست بایستد.