der Korbschütze

Aussprache: /ˈkɔʁpˌʃʏt͡sə/
Worttrennung: Korb·schüt·ze
اسم

پرتاب‌کننده سبد، گل‌زن (بسکتبال)

Bedeutungen

1

بازیکنی در ورزش بسکتبال که مهارت بالایی در پرتاب توپ به داخل سبد و کسب امتیاز دارد.

  • Er war der beste Korbschütze seines Teams in dieser Saison.او بهترین گل‌زن تیمش در این فصل بود.
  • Der Korbschütze verwandelte den entscheidenden Wurf in letzter Sekunde.گل‌زن، پرتاب تعیین‌کننده را در ثانیه آخر به ثمر رساند.
  • Die Fans jubelten, als der Korbschütze einen Dreipunktewurf erzielte.هنگامی که گل‌زن یک پرتاب سه امتیازی را به ثمر رساند، هواداران فریاد شادی سر دادند.