die Korridorwand
دیوار راهرو
Bedeutungen
1
دیواری که در امتداد یک راهرو قرار دارد.
- An der Korridorwand hingen viele alte Familienfotos.عکسهای قدیمی خانوادگی زیادی به دیوار راهرو آویزان بودند.
- Wir müssen die Korridorwand neu streichen.ما باید دیوار راهرو را دوباره رنگ کنیم.
- Die Korridorwand war mit einem Muster aus Holz verkleidet.دیوار راهرو با طرحی از چوب پوشیده شده بود.