der Kostgänger
مستأجری که صاحبخانه به او غذا هم میدهد
Bedeutungen
1
شخصی که در خانهای سکونت دارد و علاوه بر اجاره، هزینه غذا و پذیرایی را نیز به صاحبخانه میپردازد.
- Der alte Herr suchte einen Kostgänger, der ihm Gesellschaft leistet.پیرمرد به دنبال مستأجری بود که به او (پیرمرد) همدمی کند.
- Als Kostgängerin musste sie nicht selbst kochen.به عنوان مستأجرِ با غذا، او مجبور نبود خودش آشپزی کند.
- Die Familie bot einem jungen Studenten eine Unterkunft als Kostgänger an.خانواده به یک دانشجوی جوان، اقامتگاهی را به عنوان مستأجرِ با غذا پیشنهاد دادند.