die Kotze
استفراغ، قی
Beispiele
- Gib der Katze kein ungeeignetes Futter. Nächstes Mal machst du die ''Kotze'' weg.به گربه غذای نامناسب نده. دفعه بعد خودت استفراغ را پاک میکنی.
- Wenn ich schon dieses Wahlprogramm lese, könnte ich die ''Kotze'' kriegen.همین که این برنامه انتخاباتی را میخوانم، حالم به هم میخورد (باعث استفراغ من میشود).
- Die ''Kotze'' stank.استفراغ بوی بدی میداد.