der Kräfteverfall

Aussprache: /ˈkrɛftəfɛɐ̯ˌfal/
Worttrennung: Kräf·te·ver·fall
اسم

تحلیل قوا، ضعف شدید

Bedeutungen

1

کاهش شدید توانایی‌های جسمی یا ذهنی، ضعف و از دست دادن نیرو به دلیل بیماری، سن یا خستگی مفرط.

  • Nach der langen Krankheit litt der alte Mann unter einem starken Kräfteverfall.پس از بیماری طولانی، پیرمرد از تحلیل شدید قوا رنج می‌برد.
  • Der plötzliche Kräfteverfall des Athleten im Wettkampf war beunruhigend.تحلیل ناگهانی قوای ورزشکار در مسابقه نگران‌کننده بود.
  • Manche Medikamente können als Nebenwirkung einen Kräfteverfall verursachen.برخی داروها می‌توانند به عنوان عارضه جانبی باعث تحلیل قوا شوند.