der Krämer

Aussprache: /ˈkrɛːmɐ/
Worttrennung: Krä·mer
اسم

بقال، کاسب جزء، آدم تنگ‌نظر

Bedeutungen

1

فروشنده خرده‌پا، کسی که کالاهای مختلف را در مقیاس کوچک می‌فروشد؛ بقال.

  • Der Krämer im Dorf verkauft Lebensmittel und Haushaltswaren.بقال دهکده مواد غذایی و لوازم خانگی می‌فروشد.
  • Früher gab es in jeder Stadt einen kleinen Krämer.قبلاً در هر شهری یک بقال کوچک وجود داشت.
  • Er betrieb einen kleinen Krämerladen an der Ecke.او یک مغازه بقالی کوچک در گوشه خیابان اداره می‌کرد.
2

به صورت تحقیرآمیز یا منفی، فردی که بسیار خسیس، تنگ‌نظر یا حسابگر است.

  • Sei kein Krämer, gib ruhig etwas mehr Geld aus!خسیس نباش، راحت باش و کمی بیشتر پول خرج کن!
  • Er ist ein echter Krämer, der auf jeden Cent achtet.او واقعاً خسیس است و به هر پولی اهمیت می‌دهد.
  • Manche Leute sind zu sehr Krämer, um das Leben zu genießen.برخی افراد آنقدر تنگ‌نظر هستند که از زندگی لذت نمی‌برند.