der Krämerladen

Aussprache: /ˈkrɛːmɐˌlaːdn̩/
Worttrennung: Krä·mer·la·den
اسم

بقالی، مغازه خواربارفروشی، دکان کوچک

Bedeutungen

1

مغازه‌ای کوچک که در آن مواد غذایی، لوازم خانگی ضروری و کالاهای روزمره فروخته می‌شود؛ بقالی.

  • Früher kaufte man im Krämerladen fast alles, was man brauchte.در گذشته تقریباً هر چیزی را که لازم داشتیم از بقالی می‌خریدیم.
  • Der alte Krämerladen in der Dorfmitte hat leider geschlossen.متأسفانه بقالی قدیمی وسط دهکده تعطیل شده است.
  • Sie ging zum Krämerladen, um Milch und Brot zu kaufen.او برای خرید شیر و نان به بقالی رفت.