der Krämerladen
بقالی، مغازه خواربارفروشی، دکان کوچک
Bedeutungen
1
مغازهای کوچک که در آن مواد غذایی، لوازم خانگی ضروری و کالاهای روزمره فروخته میشود؛ بقالی.
- Früher kaufte man im Krämerladen fast alles, was man brauchte.در گذشته تقریباً هر چیزی را که لازم داشتیم از بقالی میخریدیم.
- Der alte Krämerladen in der Dorfmitte hat leider geschlossen.متأسفانه بقالی قدیمی وسط دهکده تعطیل شده است.
- Sie ging zum Krämerladen, um Milch und Brot zu kaufen.او برای خرید شیر و نان به بقالی رفت.