das Krämle

Aussprache: /ˈkʁɛːmlə/
Worttrennung: Kräm·le
اسم

سوغاتی، هدیه کوچک (گویشی، به ویژه در جنوب آلمان)

Bedeutungen

1

یک اصطلاح گویشی، به ویژه در جنوب آلمان و اتریش، برای اشاره به یک هدیه کوچک یا سوغاتی.

  • Hast du ein kleines Krämle für mich aus deiner Reise?آیا از سفرت یک هدیه کوچک برای من آورده‌ای؟
  • Das ist ein nettes Krämle, aber nicht notwendig.این یک سوغاتی خوب است، اما ضروری نیست.
  • Sie freute sich über das unerwartete Krämle.او از هدیه غیرمنتظره خوشحال شد.