die Kränkung
رنجش، تحقیر، توهین
Bedeutungen
1
عملی که باعث ناراحتی شدید، احساس تحقیر یا توهین به کسی میشود؛ بیاحترامی یا اهانت.
- Seine abfälligen Bemerkungen waren eine tiefe Kränkung für sie.اظهارات تحقیرآمیز او توهین عمیقی برای او بود.
- Die Kränkung durch den Verrat seines Freundes verletzte ihn sehr.رنجش ناشی از خیانت دوستش او را بسیار آزار داد.
- Er konnte die Kränkung nicht vergessen und suchte nach Rache.او نتوانست توهین را فراموش کند و به دنبال انتقام بود.