die Kränkung

Aussprache: /ˈkʁɛŋkʊŋ/
Worttrennung: Krän·kung
اسم

رنجش، تحقیر، توهین

Bedeutungen

1

عملی که باعث ناراحتی شدید، احساس تحقیر یا توهین به کسی می‌شود؛ بی‌احترامی یا اهانت.

  • Seine abfälligen Bemerkungen waren eine tiefe Kränkung für sie.اظهارات تحقیرآمیز او توهین عمیقی برای او بود.
  • Die Kränkung durch den Verrat seines Freundes verletzte ihn sehr.رنجش ناشی از خیانت دوستش او را بسیار آزار داد.
  • Er konnte die Kränkung nicht vergessen und suchte nach Rache.او نتوانست توهین را فراموش کند و به دنبال انتقام بود.