das Kränzchen
دسته گل کوچک، دورهمی دوستانه
Bedeutungen
1
یک گردهمایی کوچک و غیررسمی، معمولاً متشکل از دوستان یا آشنایان، برای گفتگو و گذراندن وقت با هم.
- Am Nachmittag traf sie sich mit ihren Freundinnen zu einem kleinen Kränzchen.بعد از ظهر او با دوستانش برای یک دورهمی کوچک قرار گذاشت.
- Das Kränzchen fand bei Kaffee und Kuchen statt.این دورهمی دوستانه با قهوه و کیک برگزار شد.
- Sie organisierte ein Kränzchen zum Geburtstag ihrer Mutter.او برای تولد مادرش یک دورهمی دوستانه ترتیب داد.