das Kränzchen

Aussprache: /ˈkʁɛnt͡sçən/
Worttrennung: Kränz·chen
اسم

دسته گل کوچک، دورهمی دوستانه

Bedeutungen

1

یک گردهمایی کوچک و غیررسمی، معمولاً متشکل از دوستان یا آشنایان، برای گفتگو و گذراندن وقت با هم.

  • Am Nachmittag traf sie sich mit ihren Freundinnen zu einem kleinen Kränzchen.بعد از ظهر او با دوستانش برای یک دورهمی کوچک قرار گذاشت.
  • Das Kränzchen fand bei Kaffee und Kuchen statt.این دورهمی دوستانه با قهوه و کیک برگزار شد.
  • Sie organisierte ein Kränzchen zum Geburtstag ihrer Mutter.او برای تولد مادرش یک دورهمی دوستانه ترتیب داد.