das Krätzel

Aussprache: /ˈkʁɛtsl̩/
Worttrennung: Krät·zel
اسم

بیلچه، خراشنده

Bedeutungen

1

یک ابزار کوچک دستی، شبیه بیلچه یا کاردک، که برای خراشیدن، کندن یا جابجایی مواد در فضاهای کوچک استفاده می‌شود.

  • Sie benutzte ein Krätzel, um Unkraut aus den engen Blumenbeeten zu entfernen.او از یک بیلچه کوچک برای کندن علف‌های هرز از باغچه‌های کوچک استفاده کرد.
  • Das Krätzel eignet sich gut für Detailarbeiten im Modellbau.بیلچه برای کارهای دقیق در مدل‌سازی مناسب است.
  • Mit dem Krätzel konnte er die Erde um die jungen Pflanzen lockern.او توانست با بیلچه خاک اطراف گیاهان جوان را سست کند.