das Kraut
گیاه، سبزی، گیاه دارویی یا ادویهای
Bedeutungen
1
به طور کلی به گیاهان، به ویژه سبزیجات یا گیاهان دارویی اشاره دارد.
- Omas Krautwickel sind die besten.کلم پر شده مادربزرگ بهترین است.
- Dieses Kraut wird in der traditionellen Medizin verwendet.این گیاه در طب سنتی استفاده میشود.
- Im Garten wächst viel wildes Kraut.در باغچه گیاهان وحشی زیادی رشد میکند.
2
در زبان عامیانه آلمانی، میتواند به معنی ماریجوانا (حشیش) باشد.
- Er raucht manchmal etwas Kraut mit seinen Freunden.او گاهی اوقات با دوستانش کمی علف (ماریجوانا) میکشد.
- Der Besitz von Kraut ist in vielen Ländern illegal.نگهداری علف (ماریجوانا) در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.
- Sie wurden mit einer kleinen Menge Kraut erwischt.آنها با مقدار کمی علف (ماریجوانا) دستگیر شدند.