das Kraut

Aussprache: /kraʊ̯t/
Worttrennung: Kraut
اسم

گیاه، سبزی، گیاه دارویی یا ادویه‌ای

Bedeutungen

1

به طور کلی به گیاهان، به ویژه سبزیجات یا گیاهان دارویی اشاره دارد.

  • Omas Krautwickel sind die besten.کلم پر شده مادربزرگ بهترین است.
  • Dieses Kraut wird in der traditionellen Medizin verwendet.این گیاه در طب سنتی استفاده می‌شود.
  • Im Garten wächst viel wildes Kraut.در باغچه گیاهان وحشی زیادی رشد می‌کند.
2

در زبان عامیانه آلمانی، می‌تواند به معنی ماری‌جوانا (حشیش) باشد.

  • Er raucht manchmal etwas Kraut mit seinen Freunden.او گاهی اوقات با دوستانش کمی علف (ماری‌جوانا) می‌کشد.
  • Der Besitz von Kraut ist in vielen Ländern illegal.نگهداری علف (ماری‌جوانا) در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.
  • Sie wurden mit einer kleinen Menge Kraut erwischt.آنها با مقدار کمی علف (ماری‌جوانا) دستگیر شدند.