der Kräutersammler

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯tɐˌzamlɐ/
Worttrennung: Kräu·ter·samm·ler
اسم

جمع‌کننده گیاهان دارویی، سبزی‌جمع‌کن

Bedeutungen

1

مردی که به جمع‌آوری گیاهان دارویی، سبزی‌های وحشی یا گیاهان خوراکی از طبیعت می‌پردازد.

  • Der Kräutersammler kennt die besten Plätze für wilde Beeren und Kräuter.سبزی‌جمع‌کن بهترین مکان‌ها را برای انواع توت‌ها و سبزی‌های وحشی می‌شناسد.
  • Er ist ein erfahrener Kräutersammler und stellt daraus Tees und Salben her.او یک جمع‌کننده گیاهان دارویی باتجربه است و از آن‌ها چای و پماد درست می‌کند.
  • Der Kräutersammler zeigte den Touristen, wie man essbare Pflanzen erkennt.جمع‌کننده گیاهان دارویی به گردشگران نشان داد که چگونه گیاهان خوراکی را تشخیص دهند.