der Kropf
گواتر، برآمدگی تیروئید
Bedeutungen
1
تورم یا برآمدگی در ناحیه گردن که ناشی از بزرگ شدن غده تیروئید است.
- Der Arzt untersuchte den Kropf des Patienten.دکتر گواتر بیمار را معاینه کرد.
- Ein Kropf kann durch Jodmangel verursacht werden.گواتر میتواند در اثر کمبود ید ایجاد شود.
- Die Operation entfernte den Kropf erfolgreich.جراحی با موفقیت گواتر را برداشت.
2
کیسه یا کیسهای در گلوی برخی پرندگان و حیوانات که برای ذخیره غذا استفاده میشود.
- Die Taube füllte ihren Kropf mit Körnern.کبوتر، چینه دان خود را با دانهها پر کرد.
- Der Kropf der Vögel dient zur vorübergehenden Speicherung von Nahrung.چینه دان پرندگان برای ذخیره موقت غذا استفاده میشود.
- Manche Tiere können Nahrung im Kropf transportieren.برخی حیوانات میتوانند غذا را در چینه دان خود حمل کنند.