der Kropf

Aussprache: /krɔpf/
Worttrennung: Kropf
اسم

گواتر، برآمدگی تیروئید

Bedeutungen

1

تورم یا برآمدگی در ناحیه گردن که ناشی از بزرگ شدن غده تیروئید است.

  • Der Arzt untersuchte den Kropf des Patienten.دکتر گواتر بیمار را معاینه کرد.
  • Ein Kropf kann durch Jodmangel verursacht werden.گواتر می‌تواند در اثر کمبود ید ایجاد شود.
  • Die Operation entfernte den Kropf erfolgreich.جراحی با موفقیت گواتر را برداشت.
2

کیسه یا کیسه‌ای در گلوی برخی پرندگان و حیوانات که برای ذخیره غذا استفاده می‌شود.

  • Die Taube füllte ihren Kropf mit Körnern.کبوتر، چینه دان خود را با دانه‌ها پر کرد.
  • Der Kropf der Vögel dient zur vorübergehenden Speicherung von Nahrung.چینه دان پرندگان برای ذخیره موقت غذا استفاده می‌شود.
  • Manche Tiere können Nahrung im Kropf transportieren.برخی حیوانات می‌توانند غذا را در چینه دان خود حمل کنند.