die Krümme
انحنا، خمیدگی، کجی
Bedeutungen
1
یک انحنا یا خمیدگی در یک خط یا سطح، به ویژه در اشیاء خمیده مانند عصا یا لوله.
- Die Krümme des Stocks war kunstvoll geschnitzt.خمیدگی عصا با ظرافت کندهکاری شده بود.
- Die Krümme des Rohres muss glatt sein, um den Fluss nicht zu behindern.انحنای لوله باید صاف باشد تا جریان را مختل نکند.
- Der Arzt untersuchte die Krümme der Wirbelsäule des Patienten.پزشک انحنای ستون فقرات بیمار را معاینه کرد.