اسم
خرچنگ، میگوی کوچک (مخصوص دریای شمال)
جملات نمونه برای Krabbe:
„Eine lebend in den Kochtopf geworfene ''Krabbe'' kann zwar nicht wehklagen, aber anders als weithin angenommen empfindet sie durchaus Schmerzen.“
یک خرچنگ که به صورت زنده به درون ظرف آب جوش انداخته میشود، اگرچه نمیتواند فریاد بزند، اما برخلاف تصور عموم کاملاً درد را احساس میکند.