die Krachmacherin

Aussprache: /ˌkraχˈmaxərɪn/
Worttrennung: Krach·ma·che·rin
اسم

کسی یا چیزی که سر و صدا ایجاد می‌کند (مونث)

Bedeutungen

1

زن یا دختری که عمداً یا سهواً سر و صدای زیادی ایجاد می‌کند و باعث آزار دیگران می‌شود.

  • Die kleine Krachmacherin lachte laut und warf ihr Spielzeug durch das Zimmer.دخترک پر سر و صدا با صدای بلند خندید و اسباب‌بازی‌هایش را در اتاق پرت کرد.
  • Als die Krachmacherin endlich schlief, kehrte Ruhe in das Haus ein.وقتی بالاخره دختر پر سر و صدا خوابید، آرامش به خانه بازگشت.
  • Sie war bekannt als die größte Krachmacherin in der Nachbarschaft.او به عنوان پر سر و صداترین زن همسایگی شناخته می‌شد.