das Kraftfahrzeug

Aussprache: /ˈkraftfaːɐ̯t͡sɔʏk/
Worttrennung: Kraft·fahr·zeug
اسم

وسیله نقلیه موتوری، خودرو

Bedeutungen

1

هر نوع وسیله نقلیه موتوری که برای حمل و نقل در جاده‌ها استفاده می‌شود، مانند اتومبیل، کامیون یا اتوبوس.

  • Das Kraftfahrzeug muss regelmäßig gewartet werden.وسیله نقلیه موتوری باید به طور منظم سرویس شود.
  • Die Versicherung für ein Kraftfahrzeug ist gesetzlich vorgeschrieben.بیمه وسیله نقلیه موتوری طبق قانون الزامی است.
  • Es ist verboten, mit einem Kraftfahrzeug auf diesem Feldweg zu fahren.رانندگی با وسیله نقلیه موتوری در این جاده خاکی ممنوع است.