das Kraftwort

Aussprache: /ˈkʁaftˌvɔʁt/
Worttrennung: Kraft·wort
اسم

واژه پرقدرت، کلمه خشن و عامیانه برای تخلیه هیجان

Bedeutungen

1

کلمه‌ای که برای بیان احساسات شدید، اغلب خشم یا ناراحتی، به صورت عامیانه و گاهی توهین‌آمیز به کار می‌رود؛ فحش یا کلمه‌ای برای تخلیه هیجان.

  • Nach dem Sturz stieß er ein lautes Kraftwort aus.پس از زمین خوردن، او یک کلمه خشن و عامیانه فریاد زد.
  • Manchmal hilft ein Kraftwort, um Dampf abzulassen.گاهی اوقات یک کلمه عامیانه برای تخلیه هیجان کمک می‌کند.
  • Sie war so wütend, dass sie nur noch Kraftwörter murmeln konnte.او آنقدر عصبانی بود که فقط می‌توانست کلمات عامیانه را زیر لب زمزمه کند.