das Kraftwort
واژه پرقدرت، کلمه خشن و عامیانه برای تخلیه هیجان
Bedeutungen
1
کلمهای که برای بیان احساسات شدید، اغلب خشم یا ناراحتی، به صورت عامیانه و گاهی توهینآمیز به کار میرود؛ فحش یا کلمهای برای تخلیه هیجان.
- Nach dem Sturz stieß er ein lautes Kraftwort aus.پس از زمین خوردن، او یک کلمه خشن و عامیانه فریاد زد.
- Manchmal hilft ein Kraftwort, um Dampf abzulassen.گاهی اوقات یک کلمه عامیانه برای تخلیه هیجان کمک میکند.
- Sie war so wütend, dass sie nur noch Kraftwörter murmeln konnte.او آنقدر عصبانی بود که فقط میتوانست کلمات عامیانه را زیر لب زمزمه کند.