die Krankenbaracke
بیمارستان صحرایی، درمانگاه موقت، سربازخانه بیماران
Beispiele
- Erst kam er in die ''Krankenbaracke'', dann in das Hospital von Aix-en-Provence, wo er starb.او ابتدا به بیمارستان صحرایی و سپس به بیمارستان اکس-آن-پرووانس منتقل شد، جایی که درگذشت.