die Krankengymnastik
فیزیوتراپی، ژیمناستیک درمانی
Bedeutungen
1
شاخهای از طب فیزیکی و توانبخشی که با استفاده از تمرینات بدنی، ماساژ و سایر روشهای درمانی به بهبود عملکرد حرکتی، کاهش درد و بازیابی تواناییهای جسمی بیماران کمک میکند.
- Nach der Operation begann sie mit Krankengymnastik.پس از عمل جراحی، او با فیزیوتراپی شروع کرد.
- Krankengymnastik ist wichtig für die Rehabilitation von Sportverletzungen.فیزیوتراپی برای توانبخشی آسیبهای ورزشی مهم است.
- Der Arzt hat mir Krankengymnastik verschrieben.دکتر برای من فیزیوتراپی تجویز کرده است.