die Krankengymnastin

Aussprache: /ˈkraŋkn̩ɡʏmˌnastɪn/
Worttrennung: Kran·ken·gym·nas·tin
اسم

فیزیوتراپیست زن

Bedeutungen

1

زن متخصصی که در زمینه فیزیوتراپی فعالیت می‌کند و به بیماران کمک می‌کند تا توانایی حرکتی خود را پس از بیماری، آسیب‌دیدگی یا جراحی بازیابند.

  • Die Krankengymnastin zeigte ihr die Übungen für den Rücken.فیزیوتراپیست زن تمرینات مربوط به کمر را به او نشان داد.
  • Sie ist eine sehr gute Krankengymnastin und hat mir sehr geholfen.او فیزیوتراپیست زن بسیار خوبی است و به من خیلی کمک کرد.
  • Die Krankengymnastin arbeitet eng mit dem behandelnden Arzt zusammen.فیزیوتراپیست زن از نزدیک با پزشک معالج همکاری می‌کند.