der Krankensaal
بخش بیماران، سالن بیمارستان
Beispiele
- Er stellte sich darauf ein; er ließ die Worte an den Fenstern des ''Krankensaals'' entlangschweben.او خود را برای آن آماده کرد؛ اجازه داد کلمات در پنجرههای بخش بیماران شناور شوند.
بخش بیماران، سالن بیمارستان