der Krankenwärter
بهیار، پرستار مرد
Bedeutungen
1
فردی (معمولاً مرد) که در بیمارستان یا مرکز درمانی وظیفه مراقبت از بیماران، کمک به پرستاران و انجام کارهای خدماتی را بر عهده دارد.
- Der Krankenwärter half dem älteren Herrn beim Aufstehen.بهیار به آقای مسن در بلند شدن کمک کرد.
- Als Krankenwärter hat man oft direkten Kontakt zu den Patienten.به عنوان یک بهیار، اغلب تماس مستقیمی با بیماران دارید.
- Er entschied sich für eine Ausbildung zum Krankenwärter, um Menschen zu helfen.او تصمیم گرفت برای کمک به مردم، آموزش بهیاری ببیند.