der Kraterrand

Aussprache: /ˈkʁaːtɐˌʁant/
Worttrennung: Kra·ter·rand
اسم

لبه دهانه آتشفشان

Bedeutungen

1

لبه یا حاشیه بیرونی یک دهانه آتشفشان یا دهانه برخوردی.

  • Der Kraterrand des Vulkans ist steil und schwer zu erklimmen.لبه دهانه آتشفشان شیب‌دار است و بالا رفتن از آن دشوار است.
  • Vom Kraterrand aus hat man einen atemberaubenden Blick über die Landschaft.از لبه دهانه آتشفشان منظره‌ای نفس‌گیر از چشم‌انداز دیده می‌شود.
  • Die Forscher untersuchten die Gesteine am Kraterrand.محققان سنگ‌های لبه دهانه آتشفشان را مورد بررسی قرار دادند.