das Kratzgeräusch

Aussprache: /ˈkʁatsɡəˌʁɔɪ̯ʃ/
Worttrennung: Kratz·ge·räusch
اسم

صدای خراشیدن

Bedeutungen

1

صدایی که در اثر کشیده شدن یک جسم زبر بر روی سطحی دیگر ایجاد می‌شود، مانند صدای ناخن روی دیوار یا چاقو روی بشقاب.

  • Ich hörte ein leises Kratzgeräusch an der Tür.صدای خراشیدن آرامی را روی در شنیدم.
  • Das Kratzgeräusch der Katze, die an der Tapete kratzte, war störend.صدای خراشیدن گربه که روی کاغذ دیواری چنگ می‌زد، آزاردهنده بود.
  • Beim Öffnen der alten Holzkiste war ein unangenehmes Kratzgeräusch zu hören.هنگام باز کردن جعبه چوبی قدیمی، صدای خراشیدن ناخوشایندی شنیده شد.