kredenzen
پذیرایی کردن، سرو کردن (غذا/نوشیدنی با تشریفات)، ارائه دادن
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ)
غذا یا نوشیدنی را با احترام، تشریفات یا به شکلی خاص سرو و ارائه کردن
- Der Chefkoch kredenzte den Gästen ein exquisites Fünf-Gänge-Menü.سرآشپز یک منوی ۵ پرسی نفیس برای مهمانان سرو کرد.
- Sie kredenzte ihren Freunden einen selbstgemachten Wein.او شراب خانگی خود را به دوستانش تقدیم کرد.
2
jemandem (Dativ) + etwas (Akkusativ)
ایده، داستان، پیشنهاد یا برنامهای را با آب و تاب ارائه دادن (به مجاز)
- Er kredenzte uns eine unglaubliche Ausrede für seine Verspätung.او یک بهانه باورنکردنی برای تأخیرش تحویل ما داد.
- Die Politikerin kredenzte neue Lösungsansätze im Fernsehen.آن سیاستمدار راهکارهای جدیدی را در تلویزیون ارائه داد.