der Kreislauf
گردش، چرخه (مثلاً گردش خون)
Bedeutungen
1
مسیر بسته یا چرخهای که در آن مایعات، گازها یا انرژی در بدن یا سیستمهای طبیعی جریان مییابند؛ بهویژه گردش خون.
- Der Arzt untersuchte den Blutkreislauf des Patienten.پزشک گردش خون بیمار را معاینه کرد.
- Ein gesunder Kreislauf ist für das Wohlbefinden unerlässlich.گردش سالم برای تندرستی ضروری است.
- Der Wasserkreislauf beeinflusst das Wetter.چرخه آب بر آب و هوا تأثیر میگذارد.
2
چرخه یا روند تکرارشونده در اقتصاد، جامعه یا طبیعت.
- Der ständige Kreislauf von Produktion und Konsum prägt die moderne Wirtschaft.چرخه مداوم تولید و مصرف، اقتصاد مدرن را شکل میدهد.
- Wir müssen den Kreislauf der Armut durchbrechen.ما باید چرخه فقر را بشکنیم.
- Der Kreislauf der Jahreszeiten ist faszinierend.چرخه فصول شگفتانگیز است.