die Kreiswahlleiterin

Aussprache: /ˈkʁaɪsˌvaːlˌlaɪtəʁɪn/
Worttrennung: Kreis·wahl·lei·te·rin
اسم

مسئول برگزاری انتخابات منطقه

Bedeutungen

1

زنی که مسئولیت نظارت و اجرای انتخابات در سطح یک منطقه یا شهرستان را بر عهده دارد.

  • Die Kreiswahlleiterin informierte über die vorläufigen Ergebnisse.مسئول برگزاری انتخابات منطقه در مورد نتایج اولیه اطلاع‌رسانی کرد.
  • Die Kreiswahlleiterin koordinierte die Arbeit der Wahlhelfer in ihrem Bezirk.مسئول برگزاری انتخابات منطقه کار داوطلبان انتخابات را در حوزه خود هماهنگ کرد.
  • Aufgrund einer Erkrankung musste die Kreiswahlleiterin ihre Aufgaben vorübergehend abgeben.به دلیل بیماری، مسئول برگزاری انتخابات منطقه مجبور شد وظایف خود را به طور موقت واگذار کند.