die Kreiswahlleiterin
مسئول برگزاری انتخابات منطقه
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت نظارت و اجرای انتخابات در سطح یک منطقه یا شهرستان را بر عهده دارد.
- Die Kreiswahlleiterin informierte über die vorläufigen Ergebnisse.مسئول برگزاری انتخابات منطقه در مورد نتایج اولیه اطلاعرسانی کرد.
- Die Kreiswahlleiterin koordinierte die Arbeit der Wahlhelfer in ihrem Bezirk.مسئول برگزاری انتخابات منطقه کار داوطلبان انتخابات را در حوزه خود هماهنگ کرد.
- Aufgrund einer Erkrankung musste die Kreiswahlleiterin ihre Aufgaben vorübergehend abgeben.به دلیل بیماری، مسئول برگزاری انتخابات منطقه مجبور شد وظایف خود را به طور موقت واگذار کند.