die Kreuzigung

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯tsɪɡʊŋ/
Worttrennung: Kreu·zi·gung
اسم

به صلیب کشیدن، مصلوب کردن، صلیب کشی

Bedeutungen

1

روش اعدام که در آن فرد را به صلیب می‌بستند یا میخکوب می‌کردند؛ عمل مصلوب کردن.

  • Die Kreuzigung Jesu ist ein zentrales Ereignis im Christentum.به صلیب کشیده شدن عیسی یک رویداد مرکزی در مسیحیت است.
  • Die Kreuzigung war eine grausame Form der Todesstrafe im Römischen Reich.مصلوب کردن یکی از اشکال بی‌رحمانه مجازات اعدام در امپراتوری روم بود.
  • Künstler stellen die Kreuzigung oft in ihren Werken dar.هنرمندان اغلب مصلوب شدن را در آثار خود به تصویر می‌کشند.