der Kreuzstock

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯tsˌʃtɔk/
Worttrennung: Kreuz·stock
اسم

صلیب چوبی (در مذهب و هنر)؛ چهارچوب صلیبی پنجره (در معماری)

Bedeutungen

1

در معماری، میله یا ستون چوبی یا سنگی که پنجره یا طاق را به صورت صلیبی تقسیم می‌کند.

  • Der Kreuzstock teilte das große Fenster in vier kleinere Abschnitte.چهارچوب صلیبی پنجره بزرگ را به چهار قسمت کوچکتر تقسیم کرد.
  • Die gotische Architektur verwendet oft einen verzierten Kreuzstock.معماری گوتیک اغلب از چهارچوب صلیبی تزئین شده استفاده می‌کند.
  • Der alte Kreuzstock musste wegen Fäulnis ersetzt werden.چهارچوب صلیبی قدیمی به دلیل پوسیدگی باید تعویض می‌شد.
2

یک صلیب ساده که معمولاً از چوب ساخته شده و در کلیساها یا به عنوان نماد مذهبی استفاده می‌شود.

  • Auf dem Altar stand ein einfacher Kreuzstock aus Holz.یک صلیب چوبی ساده روی محراب قرار داشت.
  • Der Kreuzstock ist ein wichtiges Symbol im Christentum.صلیب چوبی نماد مهمی در مسیحیت است.
  • Sie trug einen kleinen Kreuzstock als Andenken.او یک صلیب چوبی کوچک به عنوان یادگاری حمل می‌کرد.