das Kreuzverhör
بازجویی متقابل
Bedeutungen
1
نوعی بازجویی در دادگاه که در آن وکیلی که شاهد را احضار کرده است، از او سوال میکند و سپس وکیل طرف مقابل فرصت بازجویی متقابل را دارد.
- Der Anwalt des Angeklagten führte ein strenges Kreuzverhör mit dem Hauptzeugen der Staatsanwaltschaft.وکیل مدافع متهم، بازجویی متقابل شدیدی از شاهد اصلی دادستانی انجام داد.
- Ein geschicktes Kreuzverhör kann die Glaubwürdigkeit eines Zeugen erschüttern.یک بازجویی متقابل ماهرانه میتواند اعتبار یک شاهد را متزلزل کند.
- Das Kreuzverhör dauerte mehrere Stunden und war sehr intensiv.بازجویی متقابل چندین ساعت طول کشید و بسیار فشرده بود.