das Kreuzverhör

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯t͡sfɛɐ̯ˌhuːɐ̯/
Worttrennung: Kreuz·ver·hör
اسم

بازجویی متقابل

Bedeutungen

1

نوعی بازجویی در دادگاه که در آن وکیلی که شاهد را احضار کرده است، از او سوال می‌کند و سپس وکیل طرف مقابل فرصت بازجویی متقابل را دارد.

  • Der Anwalt des Angeklagten führte ein strenges Kreuzverhör mit dem Hauptzeugen der Staatsanwaltschaft.وکیل مدافع متهم، بازجویی متقابل شدیدی از شاهد اصلی دادستانی انجام داد.
  • Ein geschicktes Kreuzverhör kann die Glaubwürdigkeit eines Zeugen erschüttern.یک بازجویی متقابل ماهرانه می‌تواند اعتبار یک شاهد را متزلزل کند.
  • Das Kreuzverhör dauerte mehrere Stunden und war sehr intensiv.بازجویی متقابل چندین ساعت طول کشید و بسیار فشرده بود.