das Kreuzworträtsel
جدول کلمات متقاطع
Bedeutungen
1
نوعی سرگرمی یا بازی فکری که در آن کلمات باید بر اساس سرنخهای داده شده در خانههای عمودی و افقی جدول قرار گیرند.
- Ich löse jeden Tag gerne ein Kreuzworträtsel.من هر روز از حل کردن جدول کلمات متقاطع لذت میبرم.
- Das Kreuzworträtsel in der Zeitung war heute besonders schwierig.جدول کلمات متقاطع در روزنامه امروز به خصوص دشوار بود.
- Sie hat ein neues Kreuzworträtsel für ihre Freunde entworfen.او یک جدول کلمات متقاطع جدید برای دوستانش طراحی کرده است.