das Kreuzworträtsel

Aussprache: /ˈkʁɔɪ̯t͡svɔrtˌʁɛːt͡sl̩/
Worttrennung: Kreuz·wort·rät·sel
اسم

جدول کلمات متقاطع

Bedeutungen

1

نوعی سرگرمی یا بازی فکری که در آن کلمات باید بر اساس سرنخ‌های داده شده در خانه‌های عمودی و افقی جدول قرار گیرند.

  • Ich löse jeden Tag gerne ein Kreuzworträtsel.من هر روز از حل کردن جدول کلمات متقاطع لذت می‌برم.
  • Das Kreuzworträtsel in der Zeitung war heute besonders schwierig.جدول کلمات متقاطع در روزنامه امروز به خصوص دشوار بود.
  • Sie hat ein neues Kreuzworträtsel für ihre Freunde entworfen.او یک جدول کلمات متقاطع جدید برای دوستانش طراحی کرده است.