die Kriegsbemalung
نقاشی جنگی (روی صورت/بدن)، آرایش زیاد (طنز)
Bedeutungen
1
نقاشی یا رنگآمیزی صورت و بدن توسط جنگجویان قبل از نبرد برای ترساندن دشمن یا اهداف آیینی.
- Die Kriegsbemalung der Krieger sollte Furcht einflößen.نقاشی جنگی جنگجویان برای ایجاد وحشت بود.
- Vor dem Angriff trugen die Soldaten ihre Kriegsbemalung auf.قبل از حمله، سربازان نقاشی جنگی خود را انجام دادند.
- Die Kriegsbemalung war ein wichtiger Teil der Stammeskultur.نقاشی جنگی بخش مهمی از فرهنگ قبیلهای بود.
2
به صورت طنزآمیز، آرایش بسیار غلیظ و زیاد صورت، به ویژه توسط زنان.
- Nachdem sie sich stundenlang geschminkt hatte, sah sie aus wie mit Kriegsbemalung.پس از ساعتها آرایش کردن، صورتش شبیه نقاشی جنگی شده بود.
- Ihre Freundinnen neckten sie wegen ihrer auffälligen Kriegsbemalung.دوستانش او را به خاطر آرایش غلیظ و زنندهاش مسخره میکردند.
- Er nannte ihr Make-up 'Kriegsbemalung', weil es so intensiv war.او آرایش او را 'نقاشی جنگی' نامید چون بسیار شدید بود.