die Kriegsfahrt
سفر جنگی، لشکرکشی
Bedeutungen
1
سفری که با هدف نظامی، جنگ یا لشکرکشی انجام میشود؛ عملیات نظامی در دریا یا خشکی.
- Die erste Kriegsfahrt des neuen Kapitäns war erfolgreich.اولین سفر جنگی کاپیتان جدید موفقیتآمیز بود.
- Die Flotte brach zu einer langen Kriegsfahrt auf.ناوگان برای یک سفر جنگی طولانی اعزام شد.
- Diese Kriegsfahrt sollte die feindliche Küste sichern.این لشکرکشی برای امنسازی ساحل دشمن بود.