اسم
از کار افتاده جنگی، معلول جنگی
جملات نمونه برای Kriegsinvalide:
„Er sei aber kein ''Kriegsinvalide,'' habe er zornig gerufen, er sei ein Student, er studiere Philosophie.“
«او اما یک از کار افتاده جنگی نیست،» با عصبانیت فریاد زده بود، «او یک دانشجو است، فلسفه میخواند.»