die Kriegsmacht
قدرت نظامی، نیروی جنگی
Bedeutungen
1
توانایی نظامی یک کشور یا گروه، شامل نیروهای مسلح، تجهیزات و تواناییهای رزمی آن.
- Die Kriegsmacht des Landes wurde durch neue Waffen verstärkt.قدرت نظامی کشور با سلاحهای جدید تقویت شد.
- Eine starke Kriegsmacht soll potenzielle Angreifer abschrecken.یک نیروی جنگی قوی باید مهاجمان بالقوه را بازدارد.
- Die Analyse der gegnerischen Kriegsmacht ist für die Planung unerlässlich.تحلیل قدرت نظامی دشمن برای برنامهریزی ضروری است.